الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

118

منطق مقارن (فارسى)

مفهوم . بنابراين انسان كه در قضاياى ضروريه مطلقه ، موضوع شده است نفس ذات مجرد و بدون لحاظ وجودى نبوده ، عنوان افراد خودش مىباشد و در حقيقت موضوع واقعى ، همان افراد هستند و معلوم است كه در اين صورت معناى قضيه چنين مىشود كه هر فرد موجودى كه انسان ناميده شود ، انسان يا حيوان است بالضروره " كه بناچار بايد وجود را اعتبار نمود . به عبارت ديگر - مناط در حمل شايع ، تحقق اثر محمول در موضوع است و واضح است كه اثر از آن وجود است نه ماهيت . 7 - ضرورت به شرط محمول مانند : احمد در وقت خنديدنش ، خندان است ، بالضروره يا احمد در حين خندان بودن ، خندان است . يا احمد خندان ، خندان است . ( با عبارات مختلف ) . اغلب منطقيان غربى اين قسم از قضايا را " حكم تحليلى " ناميده‌اند « 1 » و كانت آن را " حكم تركيبى " ناميده است . نامبرده حمل ماهيت و لازم آن را بر ماهيت ، نيز از اين قبيل دانسته است و ما آن را تحت عنوان " ضروريه مطلقه " ذكر كرديم " . وى همچنين قضايا را بطور كلى بر دو قسم تقسيم نموده است : تحليلى و تركيبى - اولى را " امكانى تجربى و دومى را " ضرورى " مىداند و مراد از تركيبى آن است كه محمول يا از خود موضوع ، مستفاد گردد ( مانند اجزاء ماهيت و لوازم آن ) و يا از خود محمول مانند ضرورت به شرط محمول - " كه شرح آن گذشت " . ب - " دوام " - و آن بر چهار قسم است : 1 - دوام محمول براى موضوع مادامى كه موضوع موجود است بدون هيچ شرطى ديگر ، مانند " هر شيئ مادى دائما حركت تكاملى دارد ، مادامى كه موجود است " اين قضيه را دائمه مطلقه نامند .

--> ( 1 ) - فلاسفه بزرگ تاليف آندره كرسون .